![]() |
![]() |
|
| نقدی پیرامون اندیشه و اجتماع |
|
پل هريسون مي گويد: "انقلابهاي سياسي ممكن است يك شبه حادث شوند و انقلاب در تكنولوژي در عرض چند سال ،ولي انقلاب هاي اجتماعي به گذشت ده ها سال احتياج دارند." وقتي مي خواهيم آرماني همچون ترقي و رشد را تحقق ببخشيم ناچاريم قواعدي را رعايت كنيم.دل سپردن به حواد ث و پيروي از قانو ن " هر چه پيش آيد خوش آيد " نه براي ما و نه براي هر كه مثل ماست راهگشا نبوده و نيست. ايده اجتماعي يك ملت در مسير تكوين تاريخي خود داراي بستر و نيز موانعي است كه هر دو عنصر اين پروسه طبيعي است. نكته اي كه در اين فرآيند دانستنش ضروريست اينست كه پروسه تكامل ايده اجتماعي ، فر آيندي خود به خودي نيست بلكه جرياني ديالكتيكي است كه در برخوردي سازنده با عناصر عيني شكل مي گيرد.يكي از اين عناصر ، موانعي است كه در اين فرآيند وجود دارد و گاهي به قدري حضورش پر رنگ و جدي مي شود كه در صورت مخدوش بودن بستر فرآيند ، مسير را دچار انحراف مي كند. اگر بتوان ايده را به رودخانه اي تشبيه كرد كه پيوسته جاريست ، سنگي بزرگ را در نظر آوريد كه در مسير آن قرار گرفته و مانع از ادامه جريان آب مي شود ، اگربستر رود چندان ساخته و پرداخته نشده باشد پس از تجمعي مختصر آب پشت سنگ ، مسير رودخانه به اطراف منحرف مي شود و چه بسا جريان رودخانه به مقصد اصلي نمي رسد.اما اگر بستر رود توان تحمل اين تجمع را داشته باشد ، سيل سهمگيني مي سازد و سنگ را جا به جا كرده و مسير رودخانه را از وجود آن پاك مي كند. برگرديم به فرآيند تكوين ايده اجتماعي كه در مسير خود با يك انسداد سياسي به عنوان مانعي مهم و جدي مواجه شده و ادامه مسير را هم مخدوش كرده است.در اين حال انتقال آگاهي و آموزش به عنوان بستر تكوين ايده مي تواند نقشي به سزا در حذف اين انسداد ايفا كند. اما چون اين فرآيند نياز به زمان و تدوين روشهاي جديد دارد ، اغلب از اينكار غافل شده و جامعه يا به يافتن راههاي احرافي يا به جابه جايي اندك و صوري اين مانع مي پردازد. سال هاست به دنبال اجراي پروژه مدرنيزاسيون در جامعه خود هستيم اما انسداد سياسي به عنوان عاملي مهم در اين مسير تلقي مي شود ( كه البته در واقع اينگونه هم هست)، اما مسير هايي كه انتخاب مي شود ( آنگونه كه تجربه نشان داده ) روش هاي ريشه اي و اساسي براي تحول نبوده اند، كه يا تغييراتي صوري ايجاد كرده (انقلاب 57 ) ، يا از آرمان ترقي منحرف شده و به يك سرگرمي سياسي و اجتماعي بدل شده اند( اصلاحات حكومتي 76 و اصلاحات حكومتي شاه). اكنون با تجربه اي كه از اين رويدادها به دست آمده بهتر است به دنبال ترميم بسترهاي تكوين تاريخي ايده اجتماعي باشيم ، كه جز از مسير روشنگري و رشد دادن معرفت عمومي به دست نخواهد آمد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 15:15 توسط مرتضی اسدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|