تبليغاتX
شناخت - ذهنیت تفکیک نشده جامعه ایرانی
نقدی پیرامون اندیشه و اجتماع

از ویژگی هایی که برای مناسبات مدرن بر می شمارند ،تمایز هر چه

بیشتر اعضای جامعه و نقش هایشان می باشد.در این مناسبات ، که از آن

به عنوان تقسیم کار یاد می کنند ، دیگر همه چیز را یک نفر نمی داند،

بلکه همه چیز را همه کس می داند.بنابراین حوزه های مختلف از هم

تفکیک شده ، در نتیجه تخصصی تر می شوند.

دورکیم و اسپنسر به عنوان اولین جامعه شناسانی که بر این ویژگی

جوامع مدرن تاکید کردند، اشاره شان عمدتا به تفکیک مادی حوزه ها بود

.یعنی آنان بیشتر بر تخصصی و متمایز شدن کار ( به عنوان فعالیتی

سازنده ) در جامعه تاکید داشتند .اما این تفکیک به تنهایی نمی تواند یک

جامعه سنتی را به مناسبات مدرن رهنمون سازد.چه بسا همین تفکیک

پوششی یاشد برای پنهان ماندن روابط سنتی در یک جامعه (به ویژه در

جوامع توسعه نیافته و یا در حال توسعه).در این جوامع که مدرن شدنشان

وارداتی است و در واقع بدون در نظر گرفتن میزان توانایی های جامعه ،

نتایج حاصل از مدرنیزم را وارد کرده اند،روابط که همچنان سنتی مانده ،

خود را در پشت نقاب مظاهر مدرن پنهان می کند، اما آنچه که برای رفتار

اعضای جامعه تعیین کننده است همان شبکه روابط سنتی است.در این

شرایط هرچند در یک جامعه تقسیم کار و تخصصی شدن حوزه های

فعالیت مادی اتفاق افتاده باشد ، اما ممکن است اندیشه ها و عقاید

همچنان در چنبره شبکه ای از مناسبات سنتی گرفتار باشد.از اینرو برای

تکمیل تحلیل جامعه شناسانی همچون دورکیم ، باید تفکیک و تمایز را نه

تنها در عینیات که در ذهنیت جامعه نیز جستجو کرد.

در واقع آنچه پیدایی این تمایزات مادی را موجب می شود ، ذهنیت تفکیک

شده اعضای جامعه است ، که افراد را قادر می سازد مسائل گوناگون را

در ذهن خویش تفکیک کرده ، برای هر کدام راه حل ویژه ای در نظر گیرند.

در ایران که ظاهرا همه ابزار و مناسبات مدرن ، از نظام جمهوری و پارلمان

گرفته تا انتخابات و نظام آموزشی و ابزار ارتباطی مدرن را داراست ، اما

وقتی به رفتار اعضای جامعه دقیق شویم ، می توانیم بیگانگی نمودهای

مدرن را در این جامعه مشاهده کنیم.شاید به همین دلیل باشد که هر

چیزی در ایران به سطحی ترین شکل آن و فاقد هرگونه محتوایی در می

آیدو افراد سعی می کنند تشریفات را به درستی رعایت کنند.در این

شرایط مرزها مخدوش و حوزه ها هم پوشانی دارند.مثلا طلبه ای که

جایش حوزه علمیه است ، ناگهان می بینیم شده است ، رئیس بزرگترین

و قدیمی ترین دانشگاه کشور ، یا در یک سمینار علمی با حضور

متخصصین ، مدیرجلسه  به ذکر مذهبی و فقهی و ارادت و تمجید می

پردازد، و یا اینکه ...در این رابطه به نمونه های فراوانی می توان اشاره کرد

که نشاندهنده تعارضات عمیق در این جامعه است.


از اینرو باید گفت ، ایران از جمله جوامعی است که ذهنیتی متعارض با

عینتش دارد،و همین ذهنیت رابطه فرد با عینیات جامعه را به گونه ای

نمایشی و تشریفاتی بدل می کند.دیگر در چنین جامعه ای نمی توان

همچون جوامع دیگر ، تعداد کاربران اینترنت را معیار رشد دانست چرا که

آنچه مهم است نوع رابطه ایست که فرد با ابزار ارتباطی برقرار می کند نه

صرفا خود رابطه.

این شرایط هم نتیجه عدم تفکیکی است که در ذهنیت جامعه ایرانی وجود

دارد و موجب می شود که تحلیل گر آن هم از تعصبی سنتی برخوردار

گردد، به طوریکه حتی در استفاده از الگوهای مدرن ،جزمیت پیشا مدرن را

پیش گیرد.

حال می توان درک کرد که به عنوان نمونه چرا هیچگاه رفتار سیاسی و

انتخاباتی مردم ایران قابل پیش بینی نیست و هیچ فرمولی را نمی توان

برای آنان قایل شد.در سایر حوزه ها نیز این حالت را می توان مشاهده

کرد.بنابراین ، جامعه ایران با این نوع رفتار دارای آینده ای مبهم و غیر قابل

پیش بینی خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 10:52  توسط مرتضی اسدی |