تبليغاتX
شناخت - دموكراتيزه منفي
نقدی پیرامون اندیشه و اجتماع

زيمل در ادامه تحليل خود از رفتارهاي اجتماعي به عنوان كنش ميان فرد و

 

جامعه ، و متمركز شدن بر روي صورت هاي كنش ، بيان مي كند كه براي

 

تحليل كنش هاي اجتماعي ، از آنجا كه رفتاري دو سويه است ، بايد دو

 

طرف را مورد نظر قرار داد.وي از اين تحليل در بررسي رفتار حكومت نتيجه

 

مي گيرد كه تنها رفتار اقتدارگرانه موجب اقتدار نيست بلكه كنش زير دستان

 

هم تكميل كننده آن است.كه از آنجمله مي توان به صورت رفتار مردم با

 

حاكمان اشاره كرد.

 

زيمل معتقد است ، تبعيت يكسان از گروه حاكم ،ضرورتا افراد را همسطح

 

مي كند و اين بسيار به مذاق حكومت اقتدار گرا خوش مي آيد و پيوسته

 

سعي مي كند زير دستان را همسطح و همطراز كند.

 

اين تحليل زيمل مي تواند پايه اي باشد براي عزيمت يه سطح تحليلي فراتر

 

جهت درك رفتار حكومت  و گروه هاي اجتماعي و فرهنگي در ايران.

 

اگر از اين دريچه به رفتار ها در جامعه ايران نگاه كنيم ، آنگاه رفتار قشر

 

فرهيخته و هنرمند در نسبت با حاكمان برايمان قابل هضم مي شود.شايد

 

بارها براي من و امثال من اتفاق افتاده باشد كه از نوع موضعگيري و نحوه

 

كنش هنرمندان نامي ، چهره هاي متنفذ علمي و دانشگاهي و فرهنگي و

 

حتي ورزشي در مقابل حكومت دچار بهت و بيش از آن منزجر            

 

شده ايم.سپس اين سوال پيش آمده كه  چه نسبتي ميان كسي كه در آن

 

جايگاه فكري فرهنگي  قرار دارد با فردي كه تابع بي چون و چراي حكومت

 

است ، وجود دارد.اين پارادوكس آزار دهنده با تحليل زيمل تا حدودي قابل

 

هضم مي شود.

 

بر اساس رهيافت زيمل ، اين ماهيت كار فرهنگي نيست كه كنش فرد را در

 

مقابل حاكم تعيين مي كند ، بلكه نسبتي كه فرد با هيات حاكم برقرار مي

 

كند در اين راه تعيين كننده است.يكي بودن نسبت ميان افراد و حاكم

 

كافيست تا آن هنرمند صاحب نام و مدعي و نيز آن استاد برجسته دانشگاه

 

و اهل علم را در كنار آن عوام باورمند به هيات حاكم اقتدار گرا بنشاند.

 

اما چاره چيست؟

 

با توجه به چارچوب اين تحليل ، در صورتي كه حد فاصل ميان جامعه (كه

 

متشكل از افرادي همسطح و همطراز مي باشد)و طبقه حاكم ،قدرت هاي

 

ديگري به صورت سلسله مراتب قرار گيرند ، اين ساختار متمركز اقتدار گرا

 

رو به شكست ميل مي كند و زمينه هاي تكثر كانون هاي قدرت فراهم مي

 

گردد.در واقع ساختار فاصله دار ميان دو گروه حاكم و محكوم كه كارل

 

مانهايم از آن با عنوان " دموكراتيزه منفي " ياد مي كند،ويژگي حكومت هاي

 

انحصار طلب ، مستبد و اقتدارگرا است كه سعي در حذف نهاد ها و قدرت 

 

ها و نيرو هاي ميانجي از جمله احزاب مستقل ، روشنفكران غير وابسته و

 

سازمان هاي اجتماعي مستقل دارند.در چنين شرايطي نياز به ايجاد گروه

 

هاي ميانجي براي پر كردن اين فاصله و ايجاد سلسله مراتب ياد شده به

 

شدت احساس مي شود.

 

در شرايط امروز ايران كه نيروهاي به ظاهر فكري ، فرهنگي و هنري آن در

 

اثر همسطح سازي حاكميت ، خاصيت خود را از دست داده اند و تنها فرمي

 

خالي از محتوا از آنها باقي مانده است ، بايد به رشد چنين نيروهايي در

 

قالب گروه هاي مستقل و بدون هيچ رابطه اي با حاكميت ، ياري رساند.

 

توجه دوستاني را كه در بخش نظرات مطالب قبلي از عدم تعامل سازنده با

 

عوام ، ابراز نگراني كرده بودند ، به اين نكته جلب مي كنم كه در ايجاد حلقه

 

هاي فكري مستقل دو خاصيت نهفته است:

 

اول ، گسترش مرز عقلانيت در جامعه

 

دوم ، ايجاد نيروهاي ميانجي براي كاستن اقتدار اليت واحد قدرت در جامعه

 

كه مزاحم فعاليت هاي روشنگري مي شود.

 

*اصطلاح از كارل مانهايم است

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 11:55  توسط مرتضی اسدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
انجمن جامعه شناسي ايران
ققنوس(مجید اسدی)
آخرین وسوسه
عرفان برابری آزادی( مجتبی نجفی)
جامعه شناسي ايران
مبينا بني اسدي
گئوماته
آینه های ناگهان(امیر جعفری)
روزنامك(مسعود لقمان)
نرم افزار موبايل( آرش محمودی)
علامه بلاگ
تنبور
وبلاگستان علوم اجتماعی
در شناخت شریعتی
موسسه حكمت و فلسفه ايران
سايت دكتر شريعتي
دلمشغوليها
بالان
كوروش طاهري
آريا بوم
سراب(مرتضی راد)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان