تبليغاتX
شناخت - در مورد آنچه شما گفتيد
نقدی پیرامون اندیشه و اجتماع

تقي رحماني در يكي از مصاحبه هايش از 3 تيپ روشنفكري با عنوان روشنفكران آلماني ، انگليسي و فرانسوي نام مي برد كه هر كدام داراي ويژگي هايي متناسب با شرايط ظهورشان است.روشنفكر انگليسي ، در حوزه قدرت و مناسبات مربوط به آن مي انديشد ، تيپ آلماني ، روشنفكري صرفا دانشگاهي بدون ارتباط با قدرت و توده ي اجتماع است، و نوع فرانسوي آن روشنفكري است كه دور از نهاد هاي قدرت و در ارتباطي نزديك و تنگاتنگ با جامعه و حركت هاي اجتماعي است.

اين تقسيم بندي هرچند جامع نيست ، اما گشايش خوبي براي آغاز يك تحليل آسيب شناسانه از فضاي فكري ايران است.

در فاصله ي ميان دو انقلاب مشروطه و 57 ، روشنفكران ايران به طور گسترده تحت تاثير روشنفكران فرانسوي بودند و سيطره روحيات و اخلاقيات  تيپ فرانسوي بر كنش اجتماعي روشنفكران ايراني كاملا مشهود بود.اين امر به نزديكي روشنفكر به بدنه اجتماعي و فهم زبان مردم و طرح مباحثي با الگوهاي زيست اجتماعي و تاريخي جامعه ايران كمك مي كرد.

هرچند اين ارتباط در نقطه اي به ناگهان گسست و سرنوشت حركت اجتماع در دست جماعتي ديگر قرار گرفت كه به صورت شبكه اي سنتي در بخشي از درازناي تاريخ ايران در رگ و پي اجتماع ريشه دوانيده يود.والبته به دليل توده اي بودن روشنفكران هيچگونه بديل مناسبي براي ساختار قدرت نتوانستند ارايه كنند.

اما در كنش روشنفكران پس از انقلاب تاثيرات نوع انگليسي و در سال هاي اخير نوع آلماني ، بسيار قابل تامل است.حاصل اين رويكرد هم ، همانطور كه در مطالب قبل هم گفته ام ، گريز جامعه از زبان انتزاعي روشنفكران است.

در پست قبلي سوالي مطرح شد كه تعدادي از دوستان در مقام پاسخگويي به طرح نظراتي پرداختند كه جداي از وجه مشترك همه آنها در ابراز نا اميدي از برقراري تعامل مناسب ميان افراد و گروه ها و همبستگي در برابر اليت واحد قدرت ، حاوي نكات جالبي بود.

كوروش ، پرداختن به اينگونه كنش پيشنهادي را علم بي عمل دانسته ، فهيمه ، تصلب ساختار سنتي خانواده ها را مانع كنش اجتماعي نسل جديد خوانده ، رامن تك زباني بودن و نيز بي اطلاع بودن افراد از يكديگر را عامل عدم شكل گيري تعامل عنوان كرده ، و حميد( محسن ) هم نا آشنا بودن توده ي اجتماع با ادبيات روشنفكران را دليل رويكرد آنان به شبكه سنتي آخوندها دانسته است.

آمچه كه در ابتداي اين مطلب عنوان كردم تاييدي بود بر نظر حميد ( محسن ) كه سخت به آن آفتي كه گفته دچاريم.و زباني نا آشنا براي بخش عمده اي از مردم جامعه داريم.مجيد هم در وبلاگش در مطلبي به عنوان پاسخ به مطلب قبلي من ، باز توليد روابط سطحي از سوي رسانه ي انحصار شده ي به اصطلاح ملي را مانع تعامل سازنده دانسته است.

اما نكته اي كه فكر را به آن مشغول مي كند اينست كه چگونه بايد سخن گفت كه هم  وجاهت علمي زبان حفظ شود ، هم بتوان با عقل و ذهن عوام ارتباط برقرار كرد.تاكيد مي كنم  عقل عوام  چون يكي از آفت هاي روشنفكر ايراني گريز از رويارويي با عقل مخاطب و گشتن راهي براي نفوذ در قلب آن بوده است.اين امر ، روشنفكر را از حوزه فكر خارج كرده و به ورطه ي برانگيختن شور مخاطب به جاي شعور او مي كشاند.

با همه ي انتقادي كه دوستانم از زبان وبلاگم كرده اند ، هنوز معتقدم بايد وجاهت زبان را حفظ كرد ، چرا كه زبان صرفا وسيله ي بيان انديشه نيست ، بلكه خود سازنده انديشه است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 15:35  توسط مرتضی اسدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
انجمن جامعه شناسي ايران
ققنوس(مجید اسدی)
آخرین وسوسه
عرفان برابری آزادی( مجتبی نجفی)
جامعه شناسي ايران
مبينا بني اسدي
گئوماته
آینه های ناگهان(امیر جعفری)
روزنامك(مسعود لقمان)
نرم افزار موبايل( آرش محمودی)
علامه بلاگ
تنبور
وبلاگستان علوم اجتماعی
در شناخت شریعتی
موسسه حكمت و فلسفه ايران
سايت دكتر شريعتي
دلمشغوليها
بالان
كوروش طاهري
آريا بوم
سراب(مرتضی راد)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان